السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

438

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

مقصود از عسر وحرجِ منفى در شريعت مقدس اسلام ، هر نوع سختى ودشوارى نيست ؛ زيرا به جا آوردن بسيارى از تكاليف شرعي توأم با مشقت وسختى است ، مانند روزه گرفتن در تابستان وگزاردن حج ، بويژه در گذشته ؛ بلكه مقصود مشقت وسختى شديدي است كه بر حسب عادت غير قابل تحمل است . 7 البتة حرج فوق طاقت انسان ونيز حرجى كه تحمل آن موجب اختلال نظام ويا مستلزم زيان بر مال يا جان ويا آبرو مىشود ، از موضوع قاعده خارج است ؛ زيرا بحث از حرج فوق توان [ مالايطاق ] در علم كلام ونيز برخى كتب أصولي آمده وتكليف به آن امرى محال ونامعقول است ، وحرج برهم زنندهء نظام نيز عقلًا قبيح است ؛ چه اينكه بسيارى از تكاليف براي حفظ نظام تشريع شده است . در نتيجة تكليف موجب اختلال نظام بر خلاف غرض شارع خواهد بود وحرج زيان آور نيز داخل در قلمرو قاعدهء لا ضرر است ؛ هرچند در بسيارى از موارد ضرر ، استدلال به هر يك از دو قاعده ممكن است . بنابر اين ، عسر وحرج در موضوع قاعده ، عسر وحرجى است كه فوق توان ونيز برهم زنندهء نظام وهمچنين زيان آور نباشد . 8 آيا عناوين عسر وحرج از أوصاف افعال متعلق احكام است يا از أوصاف خود احكام ؟ مسئله اختلافى است . به عنوان مثال ، كسى كه جبيره بر دست دارد ، رساندن آب وضو به پوست زير آن ، حرجى ودشوار است . در اين صورت ، آيا نفس عمل ( وضو ) متصف به حرجى بودن است يا وجوبي كه به آن تعلق گرفته است ؟ برخى قول نخست را برگزيده وگفته‌اند : ضيقِ در حكم ، از ناحيهء عملِ متعلق حكم است نه خود حكم . بنابر اين ، آنچه در درجهء أول وبالذات برداشته شده افعال حرجى است ؛ بدين معنا كه شارع با واجب نكردن آن ، چنين عملي را از مكلّف برداشته است . 9 در مقابل ، برخى گفته‌اند : مفاد قاعده ، رفع حكم حرجى است ، نه برداشتن حكم به جهت برداشتن موضوع ومتعلق آن ؛